هيچ مدركي از همان عصر در تأييد اين حكايت در دست نيست و قديمترين اشاره مربوط به سال1329است. ولي مقارن سال 1366/1365 يك چنين برج ساعتي در وستمينستر وجود داشت.
1288، كالج مرتن در آكسفورد. پرداخت 4 شيلينگ و 4 پنس براي كار ساعتسازي.
هورولوگيوم (زمان سنج) در سال 1327 از تالار برداشته شد. در سال 1387 براي آن وسايل مختلفي ساخته شد.
1292، كليساي جامع مسيح، كانتربري. ساعت بزرگ تازه در جامع.
1306، سانت اوستور جو، ميلان. بهگفتهٴ گالوانئوس فياماي دومينيكي (متوفا پس از 1344)، كه در سال 1333 تاريخ ميلان را نوشته، نخستين گزارش را از يك ساعت عمومي در ايتاليا داده است. ولي اين احتمالاً يك ساعت آفتابي بود، وگرنه موٴلف واژهٴ Horologium را با صفتي كه تازگي آن را نشان دهد، مشخص ميكرد. اين ساعت در سالهاي 1333، 1555، 1572 تعمير شد.
1314 يا پيشاز آن. در يك صورت دارايي شارل پنجم شاه فرانسه، مربوط به سال 1380، از ساعت نقرهاي گفتوگو ميشود كه از فيليپ زيبا باقي مانده بود. او در سال 1314 درگذشت. از آنجا كه اين ساعت نقره بوده، احتمالاً بايد كوچك بوده باشد، اين قديمترين گزارش دربارهٴ ساعت داخل اتاق است.
1314، كان. ساعتي بر روي پل كار گذاشته شده بود كه چنين كتيبهاي داشت:
از وقتي شهر خانهام شد
بر اين نقطه وقتنگهداري ميكنم
صداي ساعتها را به گوش ميرسانم
براي شادي مردم شهر
حدود 1320، ويمبورن، دورستشاير. ((آثار موجود ساعت دورستشاير تا يك سال پيش بهطور جدي به پيتر لايتفوت نسبت داده ميشد و ادعاي ضعيفي هم در مورد قدمت آن نسبت به ساير ساعتهاي غربي تا حدود 1320 وجود داشته است، كه هنوز هم بسياري به آن عقيده دارند.)) به دنبال آن بخشي درباب ساعت و طرز كار آن آمده است.
1320، كليساي جامع پيتر بورو، نورثمپتنشاير. تاريخ سنتي، ولي تأييد نشده. تنها بخش شماطهدار دستگاه قديم باقي است؛ از لحاظ صنعتي بسيار ناشيانه است. ساعت صفحه نداشته، كه نشانهٴ قدمت آن است.
1316 ـ 1321. دو اشاره به ساعت و ساعتسازي در بهشت دانته (دهم، 139؛ بيست و چهارم، 13)، كه در حدود 1316 ـ 1321 سروده شده است: